نیما کرمی | پسر نیما کرمی و زینب زارع به دنیا آمد ؛ بیوگرافی و زندگی شخصی این زوج هنری

استاد حاج

نیما کرمی | پسر نیما کرمی و زینب زارع به دنیا آمد ؛ بیوگرافی و زندگی شخصی این زوج هنری

۱۹ مرداد ۱۳۹۷

نیما کرمی مجری خوب کشورمان که همسر زینب زارع است برای بار دوم بچه دار شدند. این زوج محبوب که پیش از این یک فرزند دختر به نام نیل داشتند دیروز صاحب دومین فرزندشان که یک پسر است شدند. با هم عکس های جالبی از اینستاگرام نیما کرمی را پس از تولد گل پسرش ببینید و به همین بهانه در سبک زندگی افراد مشهور با زندگی جالب این مجری بیشتر آشنا شوید.

نیما کرمی

نیما کرمی با انتشار این عکس در اینستاگرامش نوشت:

سلام ….. پسرم آمد و نیک میدانم آمدنش پر از خیر است برای من و خانواده ….خوش آمدی مرد روزهای سخت و شیرین ، خوش آمدی مرد من ، خوش آمدی کرمی جانم .🌺❤🌺❤

نیما کرمی

پسر نیما کرمی

نیما کرمی با انتشار این عکس در اینستاگرامش نوشت:

تمام زندگی من در این تصویر خلاصه میشو ، دخترم و پسرم، نیل و……… . راستی تا فردا نام پسرم را برایتان خواهم گفت.

نیما کرمی

دختر و پسر نیما کرمی

بیوگرافی نیما کرمی

نیما کرمی مجری صدا و سیما متولد خرداد ماه سال ۱۳۵۶ در تهران است و ۴۰ سال سن دارد .

تحصیلات : وی فارغ التحصیل رشته مهندسی عمران در مقطع لیسانس از دانشگاه آزاد است .

وی با اجرای برنامه های تلویزیونی از جمله برنامه صبحی دیگر که از شبکه اموزش پخش میگردد به شهرت رسید .
وی در این برنامه به همراه همسرش زینب زارع به صورت مشترک به اجرا می پردازند.

نیما کرمی ؛ از بیماری عجیب و غریب تا تولد دومین فرزندش| سبک زندگی افراد مشهور (253)

عکس نیما کرمی

ازدواج و همسرش

نیما کرمی چند سالی است که ازدواج کرده است .
همسر او زینب زارع نام دارد که او هم از مجریان تلویزیون است که علاوه بر اجرا در
زمینه طراحی مانتو را هم شروع کرده و نام برند مانتوهای طراحی شده خود را
نیز میس سان (بانوی خورشید) گذاشته است.
این زوج هنرمند دارای یک فرزند دختر به نام نیلی می باشند.

وی با احسان کرمی که او هم از مجریان سیما است هیچ نسبتی ندارد و یک تشابه فامیلی می باشد.

نیما کرمی

نیما کرمی و همسرش

نیما کرمی و همسرش زینب زارع در دورهمی

زینب زارع و نیما کرمی در ابتدای برنامه به توضیح درخصوص ویژه برنامه عید فطر پرداختند.

نیما کرمی گفت: اولین اتفاقی که در ثانیه اول رخ داد، رسانه ها نوشتند
که زن و مرد مجری روی آنتن زنده همدیگر را بغل کردند و کسی از نسبت ما حرفی نزد
و این دست به دست چرخید. همچنین زینب زارع ادامه داد:
ما ویژه برنامه عید فطر را روی آنتن داشتیم و وقتی که اعلام کردند عید است ما نه دیالوگ داشتیم و نه قرار بود آنتن روی ما باشد.

کرمی در پاسخ به سوال مدیری که زندگی شما با یک آرامش خاصی پیش می رود،
بیان کرد:
این آرامش از این نشات می گیرد که ما کم حاشیه هستیم و زندگی ما هم
مثل بقیه عادی است. دعوا می کنیم، اما خوشی و شیطنت هم داریم.

وی در ادامه بابیان اینکه یک اصطلاحی به اسم «دوربین دزدی» و یا «میکروفون دزدی»
در بین مجریان است، توضیح داد:
لوس اجرا کردن بعضی از مجریان به این خاطر است که هیچ کلاس آموزشی وجود ندارد
و همه خودشان راه را پیدا می کنند. به همین خاطر هر مجری می خواهد خودش دیده شود و خودش اجرا کند.

زارع با بیان اینکه پیش از این حوزه مطالعاتی وسیعی دارد و بیشتر از همسرش کتاب می خواند، اظهار کرد: در حال حاضر حوزه مطالعاتیم خیلی کم شده اما باز هم کتاب، مجله و .. را می خوانم.

نیما کرمی

تصاویر نیما کرمی

کرمی نیز در ادامه افزود: مطالعه برای مجری چند شکل دارد، اینکه خوب باید گوش کنیم،
خوب باید بخونیم و خوب باید ببینم.
من کمتر وقت می شود که رمان یا کتاب داستانی بخوانم ولی روزنامه و مطالبی
که برای اجرا به کمکم می آید را رصد می کنم و می خوانم؛ اما واقعا به خواندن رمان نمی رسم.

زارع به اجرای خوب مجریان تلویزیون اشاره کرد و گفت:
رامبد جوان از حیث اجرا و بازیگری و آقای شهیدی فر با دانش خود و شما آقای مدیری
در طنازی اجرای بسیار خوبی دارید و البته همسرم نیز مجری خیلی خوبی است.

نیما کرمی

نیما کرمی و زینب زارع

کرمی هم در ادامه خاطرنشان کرد:
اجرای خیلی از همه همکاران را دوست دارم و جدای از جایگاهی که ایجاد شده،
اجرای شما، رامبد جوان، آقای علی درستکار در اجرای برنامه های معارفی و فرزاد حسنی، احسان علیخانی و طنز رضا رشیدپور را در برنامه های صبحگاهی خیلی دوست دارم.

کرمی به روزهای آشنایی خود با همسرش در رادیو اشاره و گفت:
ما به طور مشترک یک برنامه در رادیو ایران داشتیم که همسرم گزارشگر و بازیگر
بخش نمایشی بود و هر روز همدیگر را می دیدیم. کم کم از او خوشم آمد و دنبال فرصتی بودم
که یک روز زینب وسط برنامه زنده فشارش پایین بود. منم در بهترین موقعیت آنتن را رها کردم و چند تا شکلات از بیرون استودیو خریدم و این گونه بود که به دلش نشستم!

نیما کرمی

ورزش کردن نیما کرمی

کرمی در پاسخ مدیری به یکی از نقاط منفی همسرش پرداخت و گفت:
زینب اگر کاملا حاضر هم باشد، باز هم طول می کشد تا از خانه بیرون بیاید.
همیشه برای من سوال ایجاد می شود که وقتی زینب ساده لباس می پوشد،
این همه زمان برای چه چیزی صرف می شود.

زارع افزود: نیما خیلی عجول است، مثلا ساعت ۲ پرواز داریم و یک ساعت زودتر راه می افتد و همیشه دوست دارد زودتر برسد.

کرمی در ادامه به صبوری و فداکاری مردم ایران اشاره کرد و گفت:
مردم ما نجیبترین مردم ها هستند و با دولت خیلی همراه می شوند،
و به حتم رسیدگی بیشتر می خواهند. مدیران بیشتر به مردم برسند و به فکر حال مردم باشند‌.

زارع با اشاره به مشکلات مردم درخصوص یک معضل اجتماعی گفت:
مردم ما خیلی مردم شریفی هستند که امیدوارم قدر آنها دانسته شود .

نیما کرمی

نیما کرمی و همسر و دخترش نیل

مدیری با تاکید حرف های زارع عنوان کرد:
واقعا جهان جای عجیبی است که جانوری مثل ترامپ باید ریس جمهور یک مملکت باشد.

در ادامه این برنامه، مجری برنامه «صبحی دیگر» درخصوص بیماری خود تصریح کرد:
لکه پیشانی من از یک جوش شروع شد و در کنارش روی صورتم جوش های دیگری هم زد.
بیماری کم کم به اوج رسید، طوری که نفسم هم بالا نمی آید و مدام سرفه می کردم.
ناگهان متوجه شدم از جوش هایی که روی پیشانی ام است، در ریه هم دارم‌.
این بیماری حدود ۵ تا ۶ سال طول کشید و در آن مدت خیلی اذیت شدم.
یکسری از مردم حرف هایی می زدند که برایم خوشایند نبود.

نیما کرمی

نیما کرمی و همسرش در کنار مهران مدیری

این زوج در پاسخ به سوال مهران مدیری درباره میزان درآمد مجریان پاسخ دادند.

زینب زارع در این باره گفت: معمولا حقوق من را به حساب نیما می ریزند و معمولا نیما برای من قرارداد اجرا می بندد!

نیما کرمی نیز با بیان اینکه درآمد مجریان تلویزیون مانند تیم های فوتبال است، گفت:
درآمد مجریان می تواند خوب باشد و مثل بازیکن ها و لیگ های مختلف فوتبال هستند.
اگر یک مجری به تیم ملی برسد، درآمدش خوب است.

وی افزود: تلویزیون برای یک مجری ویترین است و باعث می شود استیج های مختلفی هم
جدای از تلویزیون داشته باشیم. ممکن است یک ماه ۲ تومان باشد و یک ماه ۱۵ میلیون باشد.

در پایان کرمی و همسرش، از کارگاه هنری خودشان، یک آئینه دست ساز با نقاشی های اسلیمی و ایرانی به موزه دورهمی اهدا کردند‌.

نیما کرمی

نیما کرمی و دخترش

گفتگو با نیما کرمی و زینب زارع

وقتی پنج ساله بودم برای اولین‌بار جلوی میکروفن رفتم

نیما کرمی: پدر من از گوینده‌ها و تهیه‌کنندگان قدیمی رادیوست و من هم همیشه این شغل را دوست داشتم. اولین‌بار که جلوی میکروفن قرار گرفتم فقط پنج سال داشتم. خوب به یاد دارم قرار بود تیزری رادیویی درباره واکسیناسیون بسازند و نیاز به صدایی کودکانه داشتند و این اولین باری بود که صدایم ضبط و در رادیو پخش شد. در دوران دبیرستان برنامه‌های صبحگاهی را اجرا می‌کردم؛ تا اینکه فرصتی برایم پیش آمد تا بازیگری را تجربه کنم و در سریالی برای مرکز اصفهان بازی کردم.

بعد از آن دوباره به سمت اجرا رفتم تا اینکه در سال ۷۴ به تهران آمدیم و من گویندگی برای واحد دوبلاژ شبکه پنج را شروع کردم. بچه‌های رادیو صدای مرا در این برنامه‌ها که مستند بود شنیدند و از آنجا که صدایم خیلی شبیه به پدرم بود، صدای مرا با ایشان اشتباه گرفتند و به پدرم گفتند که چقدر فلان برنامه جالب بود و پدرم هم گفته بود: «گوینده آن برنامه‌ها نیما بود نه من.» به این ترتیب دوستان رادیویی هم از پدرم خواستند تا مرا به رادیو معرفی کند. خلاصه من به رادیو رفتم و پس از آن هم اجراهای تلویزیونی‌ام شروع شد.

نیما کرمی

نیما کرمی و همسر و فرزندش

زینب : در دوران دانشجویی معمولا همه دوست دارند به استقلال مالی برسند و این موضوع هیچ ربطی به این ندارد که شما خانواده‌ای متمول یا بی‌پول داشته باشید. در‌واقع این یک جور اشتیاق دوران جوانی است. سال ۸۲ من دانشجوی تئاتر بودم و یکی از دوستانم به من گفت که برای گروه نیمرخ تست اجرا می‌گیرند.

استودیوی این برنامه نزدیک دانشگاه ما بود، برنامه مربوط به نوجوانان و مجری برنامه هم مژده لواسانی بود. برای این برنامه مجری دوم می‌خواستند و اجرای من مورد قبول‌شان واقع شد که پس از آن به رادیو رفتم و کار اجرا را ادامه دادم تا به امروز.

کارگاه خورشید

نیما : ایده اولیه کارگاه مشترک من و همسرم با آینه‌ و شمعدان عروسی‌مان شروع شد. دوستی که فامیل‌مان هم بود آینه و شمعدان عروسی ما را ساخت و کلی طرفدار پیدا کرد و این منجر به قرار کاری بین ما شد. در ابتدا کار با شیشه‌های رنگی را شروع کردیم و نام برندمان را خورشید گذاشتیم. الان اما کارمان تلفیق کاشی و چوب یا فلز و چوب است.

زینب : درواقع ما همان کاری را می‌کنیم که گذشتگان‌مان هم انجام می‌دادند اما در حال حاضر به خاطر کم کردن هزینه‌ها به فوم و‌ ام‌دی‌اف روی آورده‌ایم. ما در کارهای‌مان چرم، کاشی و فلز را با چوب تلفیق می‌کنیم و محصولاتی برای طراحی داخلی منزل و محل کار می‌سازیم. درواقع ما همان راه گذشتگان را ادامه می‌دهیم و البته حس و حال، ذوق و حال خوب‌مان را به کارها تزریق می‌کنیم. جالب اینکه ایده اغلب این کارها از جمع‌های دوستانه به دست می‌آید؛ مثلا دوستان‌مان می‌گویند به فلان وسیله نیاز داریم اما در بازار چیز خوبی پیدا نمی‌شود و همین موضوع انگیزه‌ای می‌شود تا تلاش کنیم آن چیزی را بسازیم که دوستان‌مان نیاز دارند و شبیه‌اش در بازار وجود ندارد.

نیما کرمی

نیما کرمی و زینب زارع

نیما : از صفر تا صد وسایلی که در کارگاه ما تولید می‌شود، کار دست است و به قول قدیمی‌ها نفس هنرمند به آن خورده است؛ حتی نقاشی‌هایی که روی چوب می‌بینید کار دست یک هنرمند است. این نقاشی‌ها را همسر آقای نیما رئیسی می‌کشد.

«میس سان» برند طراحی مانتوی ما

زینب زارع: خواهر من طراحی پارچه و لباس خوانده است. کار ما فعلا طراحی و دوخت محدود برای آدم‌هایی است که به ما سفارش می‌دهند و لباس‌های خاص دوست دارند. راستش من شخصا لباس‌هایی که دوست دارم را در بازار پیدا نمی‌کنم؛ لباس‌هایی که در عین سادگی شیک، زیبا و پوشیده باشند.

نیما کرمی: با کار چوب برند خورشید تولید شد با نام «سان وود» و حالا طراحی مانتو و لباس‌مان «میس سان» یا بانوی خورشید نام گرفته است. خوشبختانه دوستان هنرمند از این لباس‌ها استقبال کرده‌اند. همکاران‌مان خانم‌ها شبنم مقدی، لیندا کیانی، هانا کامکار و. . . از مانتوهای طراحی ما استقبال کرده‌اند.

نیما کرمی

نیما کرمی و همسرش

نیل یعنی آبی

نیما کرمی: دوست داشتیم اسم بچه‌مان خاص باشد اما مثل بعضی‌ها دنبال این ادا نبودیم که اسم ویژه یا عجیب و غریب روی بچه‌مان بگذاریم. هفته آخر بارداری با مشورت همسرم به این اسم رسیدیم.

زینب : من هم دوست داشتم اسم دخترم خاص باشد؛ نیل یعنی آبی. به نظرم این اسم خوش‌آهنگ و زیباست و بار معنایی خوبی دارد. می‌دانستیم که در کشورهای انگلیسی‌زبان اسم نیل را روی پسرها می‌گذارند مثل نیل آرمسترانگ ولی ترک‌های آذربایجان خودمان و ترک‌های کشور ترکیه این اسم را روی دختر می‌گذارند. بعدها دوستان‌مان در سریال‌های ترکیه‌ای این اسم را روی شخصیت‌های زن داستان شنیدند و به ما گفتند نیل اسم فلان شخصیت در یک سریال ترکیه‌ای است.

نیما کرمی

نیما کرمی و دخترش

تلفظ اسم‌های تک‌سیلابی در فرهنگ ما سخت است. پدر من هنوز دخترم را نیلی یا نیل جان صدا می‌زند یا پدر همسرم او را نیل خانم جان صدا می‌کند. اوایل سخت بود ولی الان دیگر همه این نام را پذیرفته‌اند.